حرف اخر
سلام
ببخشید من یه چند وقیه مطلب نزاشتم چون نخواستم بیام از این به بعد هم زیاد نمی تونم بیام چون درگیر پایان نامه دانشگاه وکاراموزی وپروژمهندسی نرمافزار هستم خیلی سرم زیاد خلوت نیست ولی اگه بتونم لابه لای این گشت وگزار توی اینترنت برای پایان نامه مطلب هم میزارم اما یه خبر خوب من قبلا تو بلاگ فا باهمین ادرس وبلاگ داشتم اما به دلایلی نمی شد اونجا مطلب بزارم اما حالا مشکل بلاگفا حل شد ومیشه اونجا مطلب گذاشت
به امید روز های خوب
درسوگ من
در سوگ من جامه ی سیاه عزا مپوشید بلکه در جامه ای سپید همراه با من شادمانی کنید. از کوچ من با حسرت سخن مگویید بلکه چشمان خود را ببندید آنگاه مرا در همان لحظه و نیز برای همیشه در کنار خویش خواهید دید مرا بر روی شاخه های نازک و پر برگ درختان بخوابانید سپس بردارید و بر دوش هاتان حمل کنید و آرام و آهسته به جایی بکر و دست نخورده ببرید. (جبران خلیل جبران)
نو بهار
سلام به دوستان خوبم
من این مدت نتونستم مطلب بفرستم چون درگیر یه سری مشکلات هستم اگه بتونم از این به بعد شادی مطالبی فرستادم اما الان یه مسئله ای مهمه تو سال جدید به فکر مریضامون باشیم ازتون میخوام برای شفای تمام مریضا ی ایران دعا کنید مخصوصا اونایی که تصادفی هستن
به امید سلامتی تمام مریضا
خوبی های اخر سال
هفته وحدت مبارک روز گار خوبی را برای همه خوبان ارزومی کنم امل یه دلنگرانی وجود داره اینم این اخر سالی منظورم چهارشنبه سوریه
مواظب باشین نکات ایمنی را رعایت کنید خوشبختانه نمی دونم کار کدوم ارگانه که یه جای مخصوص برای چهارشنبه سوری درنظر گرفتن برین همونجا هرچی انرژی داری با مواد منفجره بترکونین ولی یه وقت این مواد رو نریزین روی کله یه بنده خدا
به امید چهارشنبه سوری موفق وبدون اسیب
خرید نوروز
با سلام
امروزه چون ماداریم به نوروز وسال جدید نزدیک میشیم بازار خرید عید گرم گرمه پس تنها نصیحت من به شما اینکه هرچه زود تر خریداتونو بکنین و مغازه دارارو از نعمت داشتن پول خدتون محروم نکنین واگه خود شما هم مغازه دارین گرون فروشی نکنین تا کسایی که پول زیادی ندارن بتونن خرید کنن ودرسال جدیدی خوشححال بشن
به امید روز های زیبای سال جدید
گل برای گل های ایرانی
گفته سعدی
دو کس را حسرت از دل نرود وپای از گل برنیاید: تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته
پیش درویشان بود خونت مباح
گرنباشد درمیان حالت سبیل
یا مرو با یار ارزق پیرهن
یا بکش برخان ومان انگشت نیل
دوستی با پیلبانان یا مکن
یا طلب کن حانه یی درخورد پیل
سخن٢
مرد بی مروت زن است و عابد با طمع رهزن
ای به ناموس کرده جامه سپید
بهر پندار خلق ونامه سیاه
دست کوتاه باید از دنیا
استین خوه دراز وخوه کوتاه


